زمزمه های فیروزه ای
با نگاهم بدرقه ات می کنم چه مسیح وار دور می شوی
و زندگی ادامه می یابد در حنجره ی مردی که عشق را فریاد می کند در کوه تنهایی و دست زنی که چراغ یادی را به تالار آینه ها می برد تا بیاویزد چلچراغی
نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت
18:21 توسط | |
| Design By : Night Skin |


