تبليغاتX
زمزمه های فیروزه ای




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


زمزمه های فیروزه ای

با نگاهم بدرقه ات می کنم چه مسیح وار دور می شوی


 

شب

 

غرق خنده

 

عطر نگاهت را از شاخه های دلتنگی می چینم

 

بوسه هایم را بر لبانت کوچ می دهم

 

نبض زندگی در ذهنم می خرامد

 

اما زوزه گرگان

 

شیرینی لحظه را به دار می کشد

 

دریای ذهنم طوفانی می شود

 

و در ژرفای امواج وحشت غرق می شوم

 

و تو ،

 

خفته ای بر تن سکوت من

 

بر تابوت لبانم بوسه ای از شبنم می زنی

 

غزلی از عشق در هوای فاصله سر می دهی

 

و من ،

 

کهولت شاخه های اسیر خیالم

 

که در تن سبز تو پیله ای از تردید تنیده ام

 

و در یک قدمی ما

 

یاوه گویان عشق را سلاخی می کنند

و من ،

 

در فاصله ای دور

 

زوزه گرگان را خاک می کنم

 

و در فنجانی از اندوه

 

فاصله را سر می کشم

 

 

 

نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 12:40 توسط | |


Design By : Night Skin