زمزمه های فیروزه ای
با نگاهم بدرقه ات می کنم چه مسیح وار دور می شوی
از سرگذشت پیش آمده متا سفم . . . لطفا قصه را از سطر ها ی " دوستت دارم دوباره شروع کنید . . . من راز چشم ها ی خسته ات را دوباره به یا د می آورم و تما م جمعــه ها ی پاییزی را که دلواپس تو بود ه ام . . .
باری تو اما بار دیگر عاشقانه ها ی مرا چگونه به یا د می آوری ؟ .. .
نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت
20:2 توسط | |
| Design By : Night Skin |

