تبليغاتX
زمزمه های فیروزه ای




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


زمزمه های فیروزه ای

با نگاهم بدرقه ات می کنم چه مسیح وار دور می شوی

 

بی تو


نه بوی خاک نجاتم داد


نه شمارش ستاره ها تسکینم


چرا صدایم کردی


چرا ؟


سراسیمه و مشتاق


این همه سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی


نشان به آن نشان


که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت


و عصر


عصر والیوم بود


و فلسفه


و ساندویچ دل وجگر

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 20:20 توسط | |

 

 

تبعيد گاه من

 

جايی است حوالی

 

گوش واره هاي سر گردان در سکوت و خلوتی گردن

 

جايی نزديک دست های بی بکارت

 

 

فاصله ای نيست

 

تا ترکيدن بغضی

 

که در پيچ و خم های

 

این راه دشوار،آشيانه کرده

 

و اندامت را اینچنین بار دارکرده

 

 

تبعيد گاه من جايی است

 

نزديک آغوش معصومت

 

که بوی عطر مردانه ميدهد

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 17:40 توسط | |


Design By : Night Skin