تبليغاتX
زمزمه های فیروزه ای - تکه ای از من..




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


زمزمه های فیروزه ای

با نگاهم بدرقه ات می کنم چه مسیح وار دور می شوی

تکه ای بودم از تاریکی

 

با چراغی خاموش

 

به خیابان آمدم

 

تکه ای از شب را به شب دادم

 

و به جای آن تاریکی را خریدم

 

تکیه دادم به هوا

 

تانیفتم به زمین

 

شب را در میان دستانم به آغوش کشیدم

 

تو را یافتم

 

 که  در مخملین شب روز را  به همبازی گرفته ای

 

ماه ازمن روی بر می گرداند

 

و در زورقی از خیال به خواب می رود

 

و

 

فصلی از سرگردانی شروع می شود ....

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:25 توسط | |


Design By : Night Skin