زمزمه های فیروزه ای
با نگاهم بدرقه ات می کنم چه مسیح وار دور می شوی
تبعيد گاه من جايی است حوالی گوش واره هاي سر گردان در سکوت و خلوتی گردن جايی نزديک دست های بی بکارت فاصله ای نيست تا ترکيدن بغضی که در پيچ و خم های این راه دشوار،آشيانه کرده و اندامت را اینچنین بار دارکرده تبعيد گاه من جايی است نزديک آغوش معصومت که بوی عطر مردانه ميدهد
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت
17:40 توسط | |
| Design By : Night Skin |


